اگر نیت یک ساله دارید گندم بکارید
اگرنیت ده ساله دارید درخت غرس کنید
اگر نیت صدساله دارید آدم بسازید
سینماتوگراف آدم می سازد قبله عالم....
(دیالوگ میرزاابراهیم خان عکاسباشی باناصرالدین شاه - ناصرالدین شاه آکتورسینما-محسن مخملباف)
آبادان ، قلب تپنده صنعت نفت ايران ، از همان سال هاي آغازين پيدايش نفت ، به سبب حضور گروه هاي مختلف مهندسين ، تكنسين ها وكارگران خارجي كه در صنايع نفتي به كار گمارده شده بودند ، از سال ها قبل از تأسيس و ايجاد سالن هاي رسمي سينما ، شاهد نمايش فيلم هاي صامتي بود كه در مكان هاي پراكنده مثل توقفگاه هاي اتومبيل و باغ ها با قيمت نازل براي مردم برگزار مي شد و نيز كارمندان انگليسي شركت نفت آن زمان ، گهگاه با خودروهاي سيار در گوشه و كنار شهر مستقر مي شدند و به نمايش فيلم هاي كوتاه بهداشتي و تبليغاتي مي پرداختند . در آبادان عمر سينما تقريباً برابر عمر پالايشگاه عظيم نفت (1287) است .به موازات گسترش تأسيسات صنعت نفت و همگام با آن گسترش شهر و افزايش جمعيت ، در كمتر از 65 سال ، آبادان با داشتن 13 سالن سينماي عمومي و بيش از 6 سينما متعلق به شركت ملي نفت ايران ، داراي بيشترين سالن هاي سينما در استان خوزستان و به احتمال زياد بين شهرهاي ايران – بعد از تهران – شد كه البته با گذشت زمان از شمار اين سينماها كاسته شد . همزمان با شروع پروژه ساختماني پالايشگاه نفت ، انگليسي ها محلي براي نمايش فيلم احداث كردند و با دستگاه آپاراتي كه از انگلستان آورده بودند ، تقريباً به طور منظم به نمايش فيلم هايي به زبان اصلي پرداختند .
از اولين سالن نمايش ، نه فقط مردم شهر بلكه كارگران ايراني و هندي شركت نيز حق استفاده نداشتند ، البته انگليسي ها گهگاه در مناطق مختلف شهر با آپارات سيار فيلم هاي خبري بهداشتي و تبليغاتي به زبان اصلي نمايش مي دادند كه اگر چه مردم چيزي از فيلم ها دستگيرشان نمي شد ولي به محل نمايش هجوم مي بردند . اين سينماي سيار معمولاً در محل قرنطينه (محل سابق اداره بهداشت در كنار اروند رود) و حياط دبيرستان رازي تشكيل مي شد .
با پايان يافتن كارهاي ساختماني پالايشگاه و نزديك شدن زمان بهره برداري،انگليسي ها در كنار ساير امكانات و تسهيلات رفاهي نظير خانه هاي مجلل و مشجر ، بيمارستانها ، فروشگاه هاي بزرگ ، باشگاه هاي قايق راني ، اسب دواني ، گلف و استخر، در محل نزديك منازل سازماني رؤسا و كارمندان عالي رتبه شركت باشگاهي ورزشي و تفريحي به نام «جيم خانه» ساختند كه مدت ها در آنجا فيلم نمايش مي دادند . پيش از جنگ جهاني دوم ، در شرق آبادان ، در نزديكي محله بوارده جنوبي ، سينماي مجللي با آجر نسوز قرمز رنگ (موسوم به آجر لندني) ساخته شده بود كه در سال 1323 با نام سينما تاج افتتاح شد و محل اجراي نمايش و كنسرت هاي بزرگ نيز بود .
سينما تاج با 1178 نفر گنجايش ، تا مدت هاي طولاني فقط در انحصار رؤسا و كاركنان شركت قرار داشت . با گسترش پالايشگاه ، براي كارمندان و كارگران ايراني و هندي شركت نيز چند سالن سينما تأسيس گرديد . سينماي باشگاه نفت آبادان با دو سالن در منطقه بهمنشير ساخته شد . سالن زمستاني 700 نفر و محوطة تابستاني آن 1500 نفر گنجايش داشت و ويژة استفاده كارگران شركت نفت و اعضاي خانوادة آنان بود .
سينماي باشگاه گلستان نيز با 200 نفر گنجايش در منطقه بريم و سينماي تابستاني بريم (انكس) با 1000 نفر گنجايش براي استفاده كارمندان شركت نفت و اعضاي خانواده آنان (كه عضو باشگاه بودند) تأسيس شده بود . سينماي باشگاه نفت پيروز با 700- 600 نفر گنجايش آخرين سينماي شركتي بود كه ويژه كارگران ساخته شد و سالن نمايش دانشكده نفت نيز متعلق به شركت نفت بود كه در آنجا بيشتر فيلم هاي علمي – آموزشي نمايش داده مي شد .
شركت نفت آن زمان ، براي تهيه فيلم ، به طور مستقيم با كمپاني هاي مشهور فيلم سازي مانند «متروگلدوين ماير» ، «كلمبيا» ، «فوكس قرن بيستم» ، «يونايتد آرتيستز» و«والت ديسني» قرارداد بسته بود . به همين سبب برخي از فيلم هايي كه در سينماهاي لندن به نمايش درمي آمد ، گاهي همزمان در سينما تاج و ساير سينماهاي كارمندي و كارگري شركت نفت نيز نمايش داده مي شد . اولين سينماي متعلق به بخش خصوصي كه عموم مردم مي توانستند از آن استفاده كنند در سال 1310 با نام «سينما شيرين» ساخته شد . اين سينما به عنوان تنها سينماي غيردولتي آبادان در آن زمان ، سينماي مجهزي با دو طبقه سرپوشيده و يك سالن نمايش تابستاني بود ، بعد از جنگ جهاني دوم ، با افزون دو طبقة ديگر به ساختمان آن ، تبديل به بزرگ ترين سينماي خوزستان – و بلكه ايران – شد .
پس از انقلاب فقط چند سالن سينماي محدود– به تعداد 6 سالن – فعال بودند كه با شروع جنگ تحميلي عراق ، همه سينماهاي آبادان تعطيل شدند و همگي نيز در طول جنگ آسيب ديدند و تعدادي نيز به كلي ويران شدند . سينماهايي كه در سالهاي اخير در آبادان بازگشايي شده عبارتند از سينما نفت(تاج)، سينما ايران، سينما آبادان، سينما پيروز ، سينماي تابستاني بريم، سينماي تابستاني باشگاه آبادان. ضمناً اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي آبادان نيز در تالار مهر ، سالن سينماي مجهزي را آماده كرده است كه بهره برداري از آن تقريباً شروع شده است .
منابع :
-بولتن اولين جشنواره فيلم نفت
- آبادان روزي روزگاري
آبادان به عنوان يكي از شهرهاي استراتژيك خاورميانه روزهاي پرفرازونشيبي را پشت سر گذاشته است. يكي از اين روزها روز خلع يد انگليسيها از صنعت نفت كشور است كه نقطه عطفي است در تاريخ ايران زمين . فارغ از تحليلها و برداشتهاي متفاوت از مجموعه عواملي كه منجر به ملي شدن صنعت نفت شد ، بخشي از اين حكايت را باهم ميخوانيم:
۲۹خرداد سال ۱۳۳۰ روزي است كه در تاريخ مبارزات ملي مردم ايران درخشندگي افتخارآميزي دارد. چه در اين روز متعاقب تصويب قانون ملي شدن نفت ايران از طرف دولت وقت هيأتي مختلط از نمايندگان مجلس شوراي ملي و مجلس سنا و يك هيأت مديره موقت براي اداره شركت ملي نفت پس از خلع از شركت غاصب نفت جنوب، به سوي خرمشهر حركت كردند تا به اجراي قانون بپردازند، شركت نفت جنوب كه مدت شصت سال بزرگترين و پرارج ترين ثروت طبيعي ما را فارغ از هرنوع نگراني بلعيده بود هرگز فكر نمي كرد كه قانوني كه از مجلس ملي ايران گذشته به مرحله اجرا گذاشته شود و مديران اين شركت يغماگر به اتكاي قدرت فائقه يي كه در لندن در كناره رودخانه (تيمس) جا خوش كرده بودند اين رخداد عظيم و سترگ را يك نمايش نيمه جدي ايرانيان ستمديده مي انگاشتند، اما هنگامي كه هيأت مبعوث درميان گردباد مخوف طبيعي آن روز (۲۹خرداد ۳۰) و تظاهرات پرشكوه مردم خرمشهروآبادان كه در آن سوي اين بندر، هيجان زده فريادهاي شادي و مسرت از خارج مي ساختند از پله هاي اداره مركزي شركت غاصب بالا مي رفتند و هراسي از تهديدهاي رؤساي انگليسي به دل راه نمي دادند. آن وقت آقاي (مستر دريك) مديرعامل انگليسي شركت و ساير مديران آن به تلخي دريافتند كه با هيأتي سروكار دارند كه پشتوانه ايشان ملت با عزم و اراده ايران قرار دارد. وقتي هيأت در برابر دفتر مديرعامل شوريده حال شركت (مستر دريك) قرار گرفت (دريك) از ايشان پرسيد براي چه منظوري اينجا آمده ايد؟
سخنگوي هيأت گفت: براي اجراي قانون ملي شدن شركت... (دريك) در حالي كه رخساري برافروخته از خشم آميخته با نگراني داشت در پاسخ اشعار داشت كه ما قانون شما را به رسميت نمي شناسيم و از لندن دستور مي گيريم نه دولت شما! هيأت گفت: تا رسيدن دستور از لندن فعلاً يك اتاق باتمام وسايل در اختيار ما قرار دهيد تا در آنجا استقرار پيدا كنيم، (دريك) آشفته حال كه نمي دانست واگذاري يك اتاق در اداره مركزي شركت به منزله نخستين گام و موضع نخستين براي اجراي مأموريت اصلي هيأت است بدين امر رضايت داد و هيأت درآنجا استقرار يافت. وقتي نخستين موفقيت هيأت به اطلاع مردم گرد آمده در آن سوي رود (در آن هنگام هنوز پلي برروي رود كارون مقابل اداره مركزي برقرار نشده بود) رسيد، هيجانات و فريادهاي پرشور آنها به اوج رسيد و همين قضيه وحشت تازه يي بود كه بر اركان وجود مديران شركت غاصب چپاولگر انگليسي راه پيدا كرده بود.

مردم آبادان وخرمشهر -۲۹ خرداد ۱۳۳۰- روز خلعيد انگليسيها
دريك كه تازه از رؤياي دردناك واگذاري جايگاه و هيجانات پرشور مردم بر خويشتن تسلطي نسبي يافته بود عصر آن روز به حكم مهمان نوازي، مجلس عصرانه يي ظاهراً به منظور آشنايي با هيأت در اتاق خود ترتيب داده به جاي اينكه در پشت ميز قرارگيرد در كنار اعضاي هيأت بر روي يك صندلي نشست و اين كار ظاهراً به منزله احترامي بود كه نسبت به مهمانان عالي مقام ايراني به جاي مي آورد. در دفترمخصوص دريك اعضاي هيأت كه عبارت بودند از: مهندس بازرگان رييس هيأت مديره موقت كه مهندس حسيبي او را به دكتر مصدق معرفي كرده بود، آقاي ناصر قلي اردلان از مجلس شوراي ملي، دكتر متين دفتري از مجلس سنا، حسين مكي عضو ناظر از مجلس شوراي ملي (در آن روز آقاي الهيار صالح رييس هيأت مختلط و نجم الملك سناتور انتصابي در ميان هيأت نبودند و در تهران ماندند). هنگامي كه (دريك) كه خود را عامل و در واقع صاحب شركت غاصب نفت!! به اعضاي هيأت مختلف معرفي و مترجم سخنان اين مأمور مغرور انگليسي و معاون وي مستر(ميس) را معرفي مي كرد يك اقدام بسيارمتهورانه و جالب كه از طرف مكي به عمل آمد وضع را به نحو دلخواه تغيير داد. مكي با يك اشاره كه از نظر دريك پوشيده ماند به بازرگان نمود، او را به پشت ميز مديرعامل نشاند، والحق كه بازرگان با وجود همه محافظه كاريش اين مهم را انجام داد، بطوري كه وقتي دريك سرگردانيد و بازرگان را كه البته درست وي را نمي شناخت در جايگاه خود بديد با عصبانيت و خشم زايدالوصف از جاي خود برخاسته و در حالي كه به اين عمل اعتراض شديد مي كرد با حالت دگرگونه يي فرياد كرد كه من از اينجا با كشتي مخصوص شركت به بصره خواهم رفت و از آنجا امور شركت را اداره خواهم كرد، اما در غياب من مستر(ميس) معاونم امور اينجا را زير نظر خواهد داشت!
اما پس از خارج شدن دريك از اداره شركت، ميس و بقيه اعضاي انگليسي هم از اداره بيرون رفته به كشتي نشستند و به بصره شتافتند.
در اين وقت هيأت مديره به مكي تكليف كردند تا به كمك كاركنان ايراني دفتر هيأت مديره شركت سابق و مردم به بالاي بام شتافته پس از برداشتن پرچم انگليس از روي بام، پرچم ملي ايران را برفراز اداره به جاي پرچم انگليس به اهتزاز درآورند. هيأت مديره در ميان هيجانات فوق العاده شورانگيز مردم آبادان وخرمشهر فوراً خبر اين پيروزي درخشان را براي دكتر مصدق مخابره كردند و مصدق در پاسخ تلفني به بازرگان خاطرنشان كرد كه به كليه انگليسي هايي كه در آبادان و مناطق نفت خيز كار مي كنند تذكر دهند در صورتي كه با همان مزايا و حقوق قبلي به ماندن در دستگاههاي شركت ملي نفت ايران رضايت دارند بر سر مشاغل خويش با اطمينان خاطر باقي بمانند ولي مستر (كي ـ بي. راس) رييس استراليايي پالايشگاه آبادان شركت سابق نفت به هيأت اطلاع داد كه آنان حاضر به همكاري با ايرانيان نيستند! به هر حال آخرين مرحله خلع يد از شركت سابق غاصب نفت در روز ۱۱ مهرماه ۱۳۳۰ انجام گرديد، كه با نظارت مستقيم هيأت خلع يد از طريق رودخانه اروند رود از اسكله (مرغابي) و بعضاً به وسيله هواپيما به كشور انگليس رفتند و بدين ترتيب عظيم ترين ثروت ملي ايران در اختيار صاحبان خود، ايرانيان قرارگرفت. در اينجا لازم به يادآوري است كه درگيرودار خروج انگليس ها از خرمشهر و آبادان، ناگهان سيل خبرنگاران خارجي مصاحبه هايي از پيش تنظيم گشته انجام می دادند، آنان يكصدا ميگفتند آيا شما ايرانيان پس از بازگشت كاركنان، مهندسين فني انگليسي قادر به اداره پالايشگاه و ديگر دستگاههاي شركت نفت هستيد؟
پس از اتمام خلع يد دكتر مصدق به منظورحفظ تأسيسات نفت لايحه يي به عنوان (لايحه ضدخرابكاري) تسليم مجلس شوراي ملي مي كند كه در آن براي مرتكبين عمليات خرابكارانه (تخريب دستگاههاي پالايشگاه) و يا قطع لوله هاي نفت مجازات هاي سنگين پيش بيني شده بود.
فرهنگسرای نفت (باشگاه انکس) - بریم - آبادان
Annex Club - ABADAN
سینمای تابستانی باشگاه انکس
Summer cinema - Annex club - ABADAN
توضیح : این سینما از اولین مکانهایی بوده که فیلمهای روشنفکری جهان را نمایش می داده است. هنوز کسانی هستند که به یادمی آورند بیش از هفتاد سال پیش لایم لایت و عصرجدید و همشهری کین و ....را در این مکان دیده اند.
آبادان - بوارده جنوبی
South BOWARDAH - ABADAN

