سلام
مدتي بود دلم ميخواست مطالبي عنوان كنم كه بدليل مشغلههاي ذهني ميسرم نشد .لازم ديدم بعد از حدود 9 ماه از تولد اين فتووبلاگ چند نكته را خدمت همراهان هميشگي عرض كنم:
- سپاسگزارم بخاطرنظرات،پيشنهادات وانتقادات و حسن توجهتان . از همان روزهاي اول به من فهمانديد كه نام مقدس«آبادان» كاري سخت و ظريف وحساب شده ميطلبد.
- اين فتووبلاگ حاصل تلاش پاره وقت من است .آن ساعتهايي در هفته و ماه كه ميتوانم براي «دل» خود وقت بگذارم .آرزو مي كنم ايكاش شبانه روز 48 ساعت بود تا دوسه ساعتي حداقل ميشد به خودم و به دلم بپردازم .
- چرا فتو وبلاگ ؟ نوشتن با موضوعات خاص اگرچه صريحتر و گزنده تر است ولي انحراف از عدالت وحقيقت و انصاف از نقطهاي آغاز ميگرددكه تصورات شخصي وباورهاي معمولا متغير جاي حقيقت را بگيرد . هيچكدام از ابزار هاي ارتباطي نمي تواند به خوبي «عكس» حقيقت را نمايان كند زيرا عاري از «كلمه» و«صوت» است ، بنابراين همه بار انتقال پيام روي شكل ، فرم، قالب ، زاويه ديد و نوع نگاه يك تصوير ميافتد بي آنكه به شائبه دخالت تصورات شخصي و باورهاي ذهني آلوده شود . خواه يك منظره باشد يا يك پرتره يا مستند يا ... براي توضيح بيشتر در اين خصوص ، لينك «بهترین عکسهای 2006 مجله تایم » را در قسمت «وبگردي روزانه» گذاشته ام . عكسهاي لبنان را ببينيد.
- چرا آبادان ؟ عجايب شهري است اين آبادان ! در 150 سال اخير هر اتفاقي در خاورميانه رخ داده اين شهر را متاثر از خود كرده است . از جنگهاي جهاني گرفته تا ظهور وسقوط پهلوي ، از انقلاب اسلامي تا جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، از اكتشاف نفت در خاورميانه و ايران تا تاسيس بزرگترین پالایشگاه جهان در اين شهر و خلع ید انگلیسیها و ملی شدن صنعت نفت، از جنگ اول عراق و امريكا تا جنگ اخير وسقوط صدام ، و.... همه اين موضوعات باعث شده تا «آباداني» خواه ناخواه متاثر و مطلع از اين موضوعات باشد . اين موضوع هميشه نتايج مثبتي بهمراه نداشته است . بد يمن ترين اين نتايج براي آبادانيها همان جنگ تحميلي بود كه تقريبا همه چيز آبادان را از آن گرفت .
- نسل جديد آبادان همانقدر از خاطرات پدر در باب آبادان قديم لذت ميبرد كه از داستانهاي تخيلي ديگر . چون آنچه مي بيند با آنچه مي شنود قابل قياس نيست . براي وي تصور خانه هاي ويلايي ، باغهاي مشجر وسرسبز، خيابانهاي تميز وحانه هاي مجهز ومهندسي ساز، رستورانهاي اعلاء ، هتلهاي چند ستاره ، فرودگاه بين المللي ، باشگاههاي متعدد و مطرح ورزشي در سطح كشور، وجود دبيرستانهاي بسيار مجهز كه مديرانشان مدارك تحصيلي دكترا داشته باشند ، بيمارستانهاي عريض وطويل با بهترين امكانات بهداشتي ودرماني ، فروشگاههاي زنجيره اي با مرغوبترين و بهترين محصولات جهان ،نمايش فيلمهاي روز جهان در سينماها و وجود دهها سينما و سالن تئاتر ، وجود آخرين شماره نشريات جهان ، خاورميانه و كشور روي پيشخوان روزنامه فروشيها و از همه مهمتر فرهنگ همزيستي و همنشيني مسالمت آميز بين اقوام مختلف ايراني و غير ايراني با مسلكها و مذاهب مختلف – در آبادان هم مسجد هست هم كليسا هم كنيسه - و..... براي عصر حاضر موضوعات خيلي دور از باوري نيستند ولي اهميت اين شهر در اين است كه همه اين امكانات را بيش از 60 سال پيش – زماني كه ساير شهرهاي ايران هنوز ظاهري روستايي داشتند – دارا بوده است و اتفاقا همين موضوع است كه براي نسل جديد باوركردني نمي نمايد.
- آبادان شهري است عجيب ! ساختمانهاي قديمياش به سرعت كوبيده ميشود و آنهايي كه هنوز سرپا هستند «تغيير كاربري» داده ميشوند . ديوار نوشته هاي يادگار روزهاي انقلاب وجنگ در تيغ آفتاب جنوب رنگ ميبازند ، قديميترها نيامده اند و آنها كه آمده اند آنقدر درگير تلاش معاش هستند كه فرصتي وجايي براي ثبت گذشته و حال وآينده آبادان باقي نميماند . هر روز خبري و اعلان تسليتي كه فلان دكتر،فلان پيشكسوت ، فلان ورزشكار ، ...به رحمت ايزدي پيوست و اين خاطرات و افتخارها با آنها به زير خاك مي رود. تلاش براي شناساندن هويت اصلي فرهنگ «آباداني» ، - نه آنچه از تريبون هاي رسمي و غير رسمي به عمد يا به سهو تبليغ ميشود - باعث هويت يافتن نسل جديد ميشود . به او ميفهماند كه نسلهاي قبل از او در اين شهر چه كرده اند و چگونه زيسته اند و دردها و آلام و آرزوهايشان چه بوده است. به او مي فهماند كه ميراث دار خون هموطنان بي شماري است كه اين شهر را برايش حفظ كرده اند تا بماند و لگدكوب چكمه هاي متجاوزان نگردد . به او ميآموزد كه از در و ديوار اين شهر حماسه ميتراود . به او «تبار» ميبخشد و اين حس را تقويت ميكند كه از «تيره وتبار و موطن » خود به سادگي عبور نكند. در غير اينصورت آنچه رواج مييابد «بحران هويت» است و « مهاجرت» و «كاهلي و الكي خوش گري » . و همگان ميدانيم كه از اينها همه چه بلايايي زاده خواهد شد.
- همه اينها باعث ميشود كه نوعي « وظيفه» بر دوش همه ما سنگيني كند تا در فهم درست و انتقال واقيعيتها به نسل جديد دقت نظر وتلاش بيشتري به خرج داده شود و بنظرم هرآباداني با هر امكانات و در هر موقعيتي كه هست لازم است كمي از حوزه دغدغه هاي شخصي و مادي خودش فاصله بگیرد و براي اين شهر «كاري » بكند . اين شهر بسيار بيشتر از تئوري ، نق ، انتقاد ،پيشنهاد ، و زنجموره هاي مرسوم به «كار» نيازمند است . براي ارتقاء و پيشرفت و آباداني اين شهر بايد «كار» كرد . شبانه روزي و مديريت شده و هدفمند و خدا پسندانه . آنگاه كه جاي«كار» خالي باشد ، «حاشيهها» و « اهداف خاص » توان ظهور مييابند و شهر را عرصه جولان خود ميكنند . آنگاه هر «كار مثبتي » سخت خواهد شد.
- از قانون هاي اجتماعي است كه «زشتي ها» بزرگنمايي مي شود و باز از عادات ما ايرانيان است كه زشتي ها و انتقادات را « تعميم » ميدهيم (مثل همین جمله اخیر!). زيرا ذهن غالب ما «كلي نگر» است . اما واقعيت چيز ديگري است . افرادي كه «كار مخلصانه» مي كنند كم نيستند ولي «گمنامند» . به دنبال هاي و هو و جنجال نيستند . باورهاي ديني شان ، حس وطن پرستيشان ، تعهد شغلي شان و عشقشان آنها را وا مي دارد كه در آرامش و گمنامي ، متعهدانه و مخلصانه فعاليت كنند و اتفاقا نتيجه فعاليت مقدس همين افراد است كه در حيطه هاي مختلف زندگي ما بروز ميكند وبرکت می یابد و موجب كاهش دغدغه هاي ما ميگردد. ما يك عادت « بد » داريم ،آنكه خودمان را « خوب » ميپنداريم و بديها را به « ديگران » منسوب مي كنيم.
- در اثناي فعاليت اين فتو وبلاگ دوستان زيادي پيدا كردم كه البته سعي كردم بيشتر آنهارا حفظ كنم . ازآنجائيكه به نقش « قلم » در «ساختن» و «ويران كردن» اعتقاد دارم . سعي كردم محيط اين فتو وبلاگ به عرصه «دشنامهاي محترمانه » و «تعميم بديها» تبديل نگردد .
- اخيرا يك همكار خوب پيدا كرده ام : عكسهاي ساده و صريح فرانه از سطح شهر آبادان را اینجا ببنيد. تا بعد...

عکاس : اکبراسعدی
توضیح عکاس: بعضی ها میلیون ها تومان خرج می کنند ،انتخاب شوند تا بهتر بتوانند به مردم خدمت کنند!
کارتیه برسون : عکاسی يعنی طوری به جهان نگاه کنيم که گويی اولين بار است آنرا می بينيم.
یک آرزو : امیدواریم انسانهای مدبر سالم و خادمین واقعی ملت شوراها را بدست بگیرند.

برای نسلی که جنگ «جان» آنها را گرفت
برای نسلی که جنگ «سلامتی» آنها را گرفت
برای نسلی که جنگ «آرزوهای» آنها را گرفت
برای نسلی که جنگ «عزیزان» آنها را گرفت
برای نسلی که جنگ همه «خاطرات» آنها را گرفت ...
* : به پاس قدردانی از قهرمانان روزهای سخت که میراث این مرزپرگهر را باجان پاسداری کردند.دیدم لازم است راجع به تصورخودم ازاین نسل چند جمله ای هم بنویسم . با این توصیف مفهوم «جانباز» از قالب مرسوم خارج می شود و دامنه ای بزرگتر می یابد.
