تبليغاتX
فتو وبلاگ آبادان
آبادان به روايت تصوير ABADAN Photo weblog

آبادان - ۱۳۸۶

«...مو : آشورمشعلي   

    در نقش  آشورمشعلي

    موندم ، هشت سال

     ايستادم ، هشت سال

     جنگيدم ، هشت سال

      تابقيه به راهشون ادامه بدن .

       تابقيه به راهشون ادامه بدن.

يكي دكتر بشه ، يكي مهندس بشه ، يكي تاجر بشه ، يكي معلم بشه ، يكي رئيس بشه ، يكي راننده بشه ،يكي شاعربشه ، يكي نويسنده بشه ، يكي خواننده بشه ، يكي نواز...»*

 

* بخشی از رمان « حیاط خلوت » نوشته فرهاد حسن زاده

ثبت شده توسط همشهري آرش    | لينک  | 

بهمنشیر - آبادان - ۱۳۸۶

Bahmanshir riverside - ABADAN - 2007

F-stop:8       Speed:20s         Iso : 400        Tripod used 

 

ثبت شده توسط همشهري آرش    | لينک  | 

اروندکنار - منطقه عملیاتی والفجر 8 - ۱۳۸۵

Arvand borderline - Abadan - 2007


امروز صبح یک ایمیل داشتم :

سلام، قولاً من رب رحیم ...

 

آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند
و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
و دختری که گونه هایش را
با برگ شمعدانی رنگ می زد، آه
اکنون زنی تنهاست

اکنون زنی تنهاست
…   (فروغ فرخزاد)

 

وبلاگ شما را بر حسب اتفاق دیدم و خوشحال شدم ... پر از شعف ... اشک آمد در چشمانم .... جایی هست که عکسهای شهر من را در آن قرارداده اند و آدمهایی هنوز از آن حرف می­زنند...آبادان هنوز زنده است ... هر چند :

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر ... من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

درست است که ایران نیستم ... اما آبادانی­ام ... با عینک Ray Ban و شلوار جین یا بدون آن ... بدون لاف در گفتارم و ... من هم نان و نمک پالایشگاه را خورده­ام ... بندرگاه را هم دوست دارم ... خوشحالم که هستید ... شا دباشید ... شاید وقتی باشد برای آمدن ... شاید وقتی باشد برای گفتن ... شاید وقتی باشد برای دیدار ... تابستان گذشته، آمدم ایران و سفری کردم به اهواز ... برگشت را از مسیر آبادان گرفتم ... تنهاچیزی که دیدم، شهری بود از ورای اشک ... دیوارهایی از پشت اشک ... و آه ... همانگونه که الان هستم ... این دمدمه صبح زمستانی و سرد در کانادا ... که برای شما می­نویسم .

شاد زی ... پایدار و برقرار ... اگر فیدوس شنیدید یاد کنید از ما!!!

 

هومن / واترلو آنتاریو - کانادا

 

حافظه ام را مرور کردم ...هومن ؟ كجا ديدمش ؟ چقدر آشناست ؟...يادم آمد : سمينار لايه هاي امنيتي شبكه و  VOIP -  شبكه WiMAX استان خوزستان ، دكتر هومن صادقي كاجي  . چقدر ذوق كرده بودم از اطلاعاتش و از سخت كوشي اش . وقتي خود را اينچنين معرفي كرد:  دكتر هومن صادقي كاجي  و آباداني متولد 1356 هستم 0 خوزستانيهاي حاضر در همايش يكصدا و بي اختيار دست زدند و كارشناسان ديگر مانده بودند كه «اينها چه‌شان شد يهو؟!» تنها طراح و مجري شبكه گسترده WiMAX بود . اين تصوير يك معرفي ساده از اين تكنولوژي را به شما ارائه مي‌دهد و مثال ساده‌اش هم اين‌است كه شما در اتوموبيلتان با استفاده از كامپيوتر لپ‌تاپ به صورت بي‌سيم به كامپيوتر‌خانگي‌تان در منزل با سرعت و امنيت بالا متصل شويد و يك تراك‌موسيقي از هارد روي كامپيوتر منزل به لپ تاپتان دانلود كنيد.

حضورش را در ميان همشهريان مغتنم مي شماريم و به همراهي‌اش افتخار مي‌كنيم . 

ثبت شده توسط همشهري آرش    | لينک  | 

لینک عکس در سایت فتو


کلام پیام آور را خواندم ، بارها...

اَلنّاسُ یعمَلونَ بِالخَیرِ وَ اِنَّما یعطَونَ اُجورَهُم عَلى قَدرِ عُقولِهِم

مردم، کارهاى نیکو مى ‏کنند، ولى پاداش آنان تنها به اندازه خردمندی شان عطا مى ‏شود.

مردم، کارهاى نیکو مى ‏کنند، ولى پاداش آنان تنها به اندازه خردمندی شان عطا مى ‏شود.

مردم، کارهاى نیکو مى ‏کنند، ولى پاداش آنان تنها به اندازه خردمندی شان عطا مى ‏شود.

(کنزالعمال، ح 7052)

ثبت شده توسط همشهري آرش    | لينک  | 

لینک عکس در سایت فتو

ثبت شده توسط همشهري آرش    | لينک  | 

اروندکنار - آبادان - ۱۳۸۵

Aravand kenar - ABADAN - 2007

اقتصاد سنتی، برپايه مواد اوليه موجود در اقليم شكل مي گيرد. نخل ، يكي از منابع استراتژيك اقتصادي اين منطقه مي‌باشد كه متاسفانه بدليل وقوع جنگ آسيبهاي زيادي ديده است.شهرت نخلستانهاي اطراف آبادان آنچنان بود كه حتي پاي عكاسان آژانس مگنوم را نيز به اين اقليم باز كرده بود .

 نخل هيچ چيز دور ريختني و اضافي ندارد . حتي از برگهاي خشكش نيز محصولات مفيد و زيبايي مثل سبد، تابيزه ، حصير ، جارو ، كلاه آفتابگير و ...در رنگها و طرحهاي متنوع ساخته ميشود.

ثبت شده توسط همشهري آرش    | لينک  |