
برقِ سپر پیکان جوانان آلبالویی ،رينگ اسپرت،دوکاربراته ، شیشه دودی ، تودوزی خز مشکی ، رقص نور ، عطر چارلی ، لاستیک دورسفیدپرکلاغی، ضبط دولبه رود استار ، بنزين سوپر روبرو شهرداري ، پلاك آبودان .
اي لحظه هاي طي شده همراه با افسردگي
اي بچه هاي پير شده زير فشار زندگي ...
باري،
دريغ
از لين داغ زندگي
گريخت صداي كودكي.
گريخت صداي كودكي.
گريخت صداي كودكي.

برج (منبع آب)بوارده شمالی - آبادان
Bowardah Tower - (used for water storage) - Abadan

آبادان - ساحل بهمنشیر
Bahmanshir riverside - Abadan - 2007

آسمانِ آبادان
۱-

۲-

۳-

کوچه ای در لين *يك احمدآباد
لِين : Lane ، در آبادان لِين تنها واژهاي لاتين معادل خيابان نيست . لِين و ادبيات لِيني و لِين نشيني يك فرهنگ است. نزدیک به یک قرن است كه لِين ، محل گفتگوي تمدنها در آبادان است. ملغمهاي از لغتها،آداب و رسوم ، شوخيهاي چندلايه، دردها، غمها و شاديها،ارتباطاتِ گاه ساده و گاه پيچيده اجتماعي، كسبوكار،صميميت و مدارا ، بين انسانهايي كه از «همه جا» به اين شهر آمده بودند . هركسي ، در عين حال كه پاسدار خردهفرهنگ اقليم خود است ، برآيند همه آداب و رسوم موجود نيز هست. براي همين است كه درآبادان به ازاي همه قوميتها ، حسينيه و مسجد وجود دارد.

آبادان - بندرصیادی - ۱۳۸۶
این یک شناور صیادی است . لنج یکی از انواع شناورهای سنتی صیادی است .جاشو - ملوان لنج - درحال تهیه سوروسات ناهار بر روی اجاقی ساده است. روبرویش کابین ناخدا و بالای کابین نوعی وسیله صیادی سبد مانند بنام گرگور قرار دارد.
پشت اتاق جناب کاپیتان ، يك در افقي است كه به قسمت تحتاني لنج كه موتورخانه و انبار است راه دارد. به اين قسمت خَن ميگويند.
اين نيمدايره حلبي سفيدرنگ پشت لنج و جلوي تصوير هم آبريزگاه -همان WCخودمان!- لنج ميباشد.خودتان سازوكارش -ايضا همان Mechanismخودمان! - را حدس بزنيد.

پاتوقُ م ، لِبِ دلتنگييات بود
بلد نِبودُم برُم بالا نخلا
سنگ ميزدُم ، خارك ميفتاد زخمي
زخماي دلمون ئو روزا چقَد شيرين بودن خدا !
ئي جنگه
كفتر خيلييايِ از گُمبد دلِ خيلييا پروند...
شعر: كوروش كرم پور
عكس : همشهري آرش

خرمشهر - کوی آریا - ۱۳۸۶
