|
اکثرکسانی که دررابطه با تاریخ معاصر آبادان و خرمشهر با آنها به گفتگونشستهام ، در يك جمله اشتراك نظر دارند: " ما در مورد آبادان و خرمشهر، بايك تاريخ ناگفته مواجهيم" . تاريخ ناگفته و ناديدهگرفتهشدهاي كه جعبهي سياه بسياري از پرسشهايمان در رابطه با مسائل جاري اين دوشهر است.فرقي نميكند كه اين «رازهای عمومی»! ، متعلق به چه تفكر و گرايشي باشند. مهم اين است كه عدم مواجههی منطقي و تحليل و بازشناسي صحيح اين اتفاقات ، براحتي موجب « انکار » آبادان و خرمشهر می شود .
از خاطرات ملّی شدن صنعت نفت ، تااتفاقات سياسي و اجتماعي گسترده و منحصربفردي كه در طول سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ، در اين شهر بروز كرد. از خاطرات روزهاي خاكستري و ملتهب مابين پيروزي انقلاب و شروع جنگ تحميلي ، تا گسترده شدن سايهي عفريت جنگ بر اين دوشهر و حماسههاي مردمي . از خدمتها ....تا خيانتها .
متاسفانه ، نگاه سياه و سفيد و مطلقانگارانه به اين خاطرات ، موجب شده است كه افكار عمومي ، راه حل ميانه را برگزينند: خاموشي . و «خاموشي» سرآغاز «فراموشي» است که مثل دردی بی درمان ، آهسته آهسته ، روح خرمشهر و آبادان را در انزوا ميخورد .
مدتي پيش به لطف دوستي بسيار عزيز، بخت اين را داشتم كه يكي از معدود آثار ماندگار جنگ را بخوانم . كتاب «دا» . روایت عینی و تكان دهندهي « سیده زهراحسینی» از اولین روزهای جنگ با ذکر ریزترین جزئیات و با مستندها و ارجاعات واقعی و ارزشمند. این کتاب به کوشش «سیده اعظم حسینی» تهیه شده است و انتشارات سورهء مهر ، آنرا چاپ كرده است.
« دا » فراتر از زمان ماست . این جمله را یک خانم نویسنده گفته است . اما من اینجا می گویم : «دا» داستان نیست ، كه زاييدهي خيال باشد و بعضاً فراتر از زمانه . اتفاقاتي كه راوي به آن اشاره ميكند ، بخشي از خاطرات نسلي است كه در نقطهي صفر مرزي ، آرام و شاد زندگي ميكرد و يك روز با برخاستن از خواب همهي هستي خود را در مواجهه با جنگ ، نابودي ، مرگ ، رنج و تحقير ديد. اين اتفاقات بنا به تاييد افراد موثقي كه ميشناسم ، ريشه در واقعيت دارند و هيچكدام زاييده ذهن و خيال نيستند.
« دا » ، فراتر از تبليغات و مفاهيم كليشهاي مرسوم ، بخشي از هزينهي پرداخت شده توسط مردم بیدفاع خرمشهر و آبادان براي جنگ را آشكار ميكند . راوي اذعان ميدارد :« برخی مطالب را نخواستم بگویم » ، با اين حال ردپاي روشن خيانتها ، بيتوجهيها و تبعيضهايي كه در حق مردم مظلوم خرمشهر و آبادان اعمال شده است را در لابلاي اين كتاب ارزشمند ميتوان يافت.
در طول مدتي كه مشغول مطالعه اين كتاب بودم ،بارها گريستم و تلخي اين بغض هنوز رهايم نميكند .اما صبوري زينب گونهي مردمان داغديده ، رنجور ، مظلوم اما سرافراز و مغرور خرمشهر و آبادان ، دوباره مرابه شكيبايي دعوت ميكند.
« دا » روایت تلخ رنجهای انسان است . و انگار که شیعیان واقعی - و نه آنها كه دين را ابزار زندگي كردهاند- ، ميراثدار همهي رنجهاي تاريخ بشريتند.
« دا » يك فرياد است ، كه خاموشي و فراموشي ناگزير را به هم ميريزد .
مطالعهي «دا» را به هر ایرانی که این نوشته را میخواند ، توصيه ميكنم.
|