تبليغاتX
فتووبلاگ آبادان
 
   
     
 
 
 

آبادان - ساحل بهمنشیر

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

نی زار های جنوب آبادان


ره ني پيچ و خم بسيار دارد
نوايش زير و بم بسيار دارد...نی نامه


 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

شبهاي آخرپاييز بود و سرماي مرطوب ِنخلستان تامغز استخوان نفوذ مي‌كرد. در ميان صداهاي دور و نزديك مبهمي كه حسّي آميخته از ترس و احتياط را توليد مي‌كردند، چشم و دلمان را سپرده بوديم به ماه ِ آسمان، كه با اطمينان و قطعيّت ِتمام ، بالاي سرجهان ايستاده بود و تاريكي‌‌ها را مي‌زدود. 

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

هوس ِ باد ِ بهارم به سر ِ صحرا بُرد

باد ، بوي تو بياورد و قرار از ما بُرد

 

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

براي عكاسي با دو همدل ديگر به جزيره مينو رفته بوديم . دو درخت سدر - كُنار- هم‌آغوش يكديگر ، شانه به شانه‌ي نخلي داده بودند و سايه‌ساري وسيع و دلپذير داشتند . سدر ، در باور بوميان مناطق جنوب ايران حرمت و جايگاهي رفيع دارد كه قطعاً بخشي از آن بخاطر حديث پيامبر اكرم (ص) است كه مي‌فرمايد: « لعن الله قاطع سدره» از رحمت خداوند بدور باد آنكه درخت سدر را قطع كند.

البته در علّت اين فرمايش رسول اكرم(ص) رواياتي مختلف وجود دارد ولي به‌هرحال آنچه مسلم است ارزش و حرمت درخت سدر دركتابهاي آسماني از جمله قرآن كريم ، مورد تاكيد واقع شده است كه شرح مفصل آنرا مي‌توانيد اینجا مطالعه نمائيد.

دوست همراه  ما،از رزمندگاني بود كه زمان جنگ در همين جزيره جنگيده بود و از سرسبزي و انبوهي جزيره در زمان جنگ و قبل از آن ، آنقدر حكايت داشت كه شنونده را محو تصاوير ذهني مي‌كرد كه حالا ديگر وجود نداشتند . آتش سوزي‌‌ها ، بي‌مبالاتي‌ها و ... موجب شده تا جزيره‌ي سرسبز مينو ، اكنون فقط نشانه‌هاي بسيار محدودي از سرسبزي و حيات بومي داشته باشد.

يكي از آن معدود نشانه‌ها ، همين درختهاي بزرگِ در آغوشِ هم تنيده بود كه  وقتي زير سايه‌ي اين هم‌آغوشي‌‌شان مي‌ايستادي ، خنكاي دل انگيزي روح و جسم‌ات را نوازش مي‌داد.

تاجائي كه روشنايي روز اجازه مي‌داد ،  عكس گرفتيم و برگشتيم . اتفاقي شد كه حدوداً دو روز بعد دوباره با جمعي ديگر از دوستان ، مجدداً به جزيره آمديم و بعد از سرزدن به چند نقطه ، رانديم به سمت ميعادگاه درختانِ هم‌آغوش .

آنچه مي‌ديديم باور نمي‌كرديم . گيج و گول و سرآسيمه ، دور درخت مي‌چرخيديم . چيزي در درون من و دوستي كه در سفر قبل همراهم و شاهد آن شكوه و زيبايي بود ، فرو مي‌ريخت . آتش گرفته بوديم . صداي ارّه برقي مي‌آمد . جستجو‌گر بدنبال صدا رفتيم . يك وانت دو جوانك ، يك ارّه . يكي از آنها به سمت ما آمد . با توپ پُر . ادعا مي‌كرد اين خانه‌ي خودشان است و اين درخت را پدرش كاشته است. دروغ مي‌گفت . که اگر راست هم گفته باشد ، عذري بدتر از گناه بود.

ظاهراً به زبان بومي سخن مي‌گفت اما من در چهره‌اش ، او را متعلق و پاي‌بند به هيچ چيز و هيچ كجا نديدم. دوست رزمنده پرسيد : زمان جنگ كجا بودي ؟ گفت كه در يكي از شهركهاي اطراف بود‌ه است . دوست ما گفت  : جوان ! روزي كه تو به دنيا آمدي ، من و امثال من اينجا بوديم تا با جان و خون و سلامتي خود ، نگذاريم ذره‌اي از اين خاك ، پايمال چكمه‌هاي كثيف اشغالگران شود . تا اين سبزي و آبادي و زندگي بماند براي آيندگاني كه يكي‌شان تو باشي .من توي همين جزيره شيميايي شدم و تا آخر عمر بايد زجر عوارض مسموميت باگازخردل را تحمل كنم . میراث‌داری‌ات اینچنین است؟

جوانك ، سفسطه مي‌كرد و نمي‌دانست ، كه ريشه‌هاي هويت خود را بريده است . نمي‌دانست كه تيشه بر ريشه‌ي خود مي‌زند . نمي‌دانست كه  چوبها نه ، بلكه خودش و اصالتش را مي‌برد تا بفروشد.

چند دقيقه بعد ، وقتي با خاطري آزرده از اينكه اي‌كاش ساعتي زودتر رسيده بوديم ، همان اطراف قدم مي‌زديم ، جوانك ، اره‌اش را توي وانت انداخت و زد به چاك جاده . تنها يك درخت تناور آن اطراف باقيمانده بود. دوست رزمنده پيشنهاد كرد تا از آن نيز ، كه فعلاً جان سالم به‌در برده است ، عكس بگيريم . شايد ديگر نبينيم‌اش ...

 

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

 

سرزمینم را دوست دارم

برچنارهایش تاب خورده ام ، درزندان‌هايش خوابيده‌ام.

هيچ چيزي نميتواند

مانند ترانه‌ها و توتون سرزمينم،دلتنگي‌ام رابزدايد.

قبّه‌هاي سربي و دودكش كارخانه‌ها

اثرمردم من است

كه لبخند زيرسبيل آويزانش را

حتي از خودش هم مخفي مي‌كند...

«ناظم حكمت» 

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

جزیره مینو -  غرب آبادان

Minoo island sunset - Abadan

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

نیزار های چوئبده - جنوب آبادان

 

آتـش اسـت این بانگ نای و نیسـت باد

هـرکـه ایـن آتـش نـدارد نیـست بـاد

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

آبادان - جزیره مینو

ABADAN - Minoo island


یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی‌گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.
از ماهی‌گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهی‌گیر: مدت خیلی کمی.
تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟
ماهی‌گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.
تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می‌کنی؟
ماهی‌گیر: تا دیر وقت می‌خوابم, یه کم ماهی‌گیری می‌کنم, با بچه‌ها بازی می‌کنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع می‌کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.
تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می‌‌تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی‌گیری کنی. اون وقت می‌تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می‌کنی. اون وقت یه عالمه قایق برای ماهی‌گیری داری!
ماهی‌گیر: خوب، بعدش چی؟
تاجر: به جای اینکه ماهی‌ها رو به واسطه بفروشی، اونا رو مستقیــما به مشتری‌ها میدی و برای خودت کسب و کار درست می‌کنی... بعدش کارخونه راه می‌اندازی و به تولیداتش نظارت می‌کنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می‌کنی و می‌ری مکــــزیکوسیتی! بعد از اون هم لس‌آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم‌تری می زنی...
ماهی‌گیر:این کار چقدر طول می کشه؟
تاجر: پانزده تا بیست سال!
ماهی‌گیر: اما بعدش چی آقا؟
تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد، میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی! این کار میلیون‌ها دلار برات عایدی داره.
ماهی‌گیر: میلیون‌ها دلار! خوب بعدش چی؟
تاجر: اون وقت بازنشسته می‌شی! می‌ری یه دهکــده‌ی ساحلی کوچیک! جایی که می‌تونی تا دیر وقت بخوابی! یه کم ماهیگیری کنی، با بچه‌هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی!

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
 

گاهی نمی شود به خدا حرف درد را

بـا خود نگـــاه داشــت و روز مـــعاد زد

 
 
   |    نوشته شده توسط همشهری آرش
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور