
آبادان - کوچه پسکوچه های قصه گوی خیابان امیری - ۱۳۸۶

پل خرمشهر - ۱۳۸۷
Khorramshahr bridge -2008

آن روزها...

فرهنگ يك شهر بايد خيلي ريشهدار باشد تا در معمارياش متجلي شود. بهعبارت ديگر بايد آن فرهنگ تاثيرات عميقي بر تفكر شهروندانش داشته باشد تا درها وديوارها و سنگ و خاك و چوب ، رنگ و بوي آن فرهنگ را بگيرند .
حالا نوبت اين استوانههاي زيباي آباداني است كه هم ريشه در معماري ايراني دارند و نيز متاثرهستند از معماري لندن قديم. اين برج ها را معمار ايراني طراحي كرده و ساختهاست . درآبادان قديم بدليل نااستواري زمينش و كمي ارتفاعش كه همسطح درياست ، كمتر امكان ساخت و ساز آپارتمان با بودجه هاي شخصي بوده است . زيرا اين بناها نيازمند پي مستحكم بتني بودهاند و پرهزينه . بنابراين عمارت هاي مسكوني اكثرا دوطبقه بودهاند.
راه پله كه معمولا مساحت زيادي از زمين را اشغال ميكند ، با هنرمندي تمام در زاويه قرارميگرفته و پله هايمدور كه در اين استوانه ها ميچرخيدهاند كمترين فضاي را اشغال ميكردهاند. علاوهبراين ، قرارگرفتن پنجره هاي مناسب جهت تامين نور نيز از نكات بارز اين استوانه ها است .
معمولا اين روش معماري براي خانه هاي دونبش و دو طبقه استفاده ميشده كه بالاي استوانه تا پشت بام امتداد داشته است .
به معماري قلعههاي نظامي قديم ايران دقت كنيد؟ قلعه متشكل از چهار برج و بارو است و اين خانه ها متشكل از يك برج و دو بارو .

در عكس۱ و 3 در همان در قديمي است . خواستم روي اين نكته تاكيد كنم كه حتي ساخت و تراش در و چارچوب در چوبي نيز مدور و كمان گونه بوده است . اين ستونهاي آجري استوانهشكل كه دوطرف در از پايين تا بالا امتداد دارند را داشته باشيد تا بعد.

در ادامه بحث بررسي معماري آبادان قبل از هرچيز ضروري بنظر ميرسد كه اذعان كنم اينجانب هيچگونه تحصيلات آكادميك در زمينه علم وزين معماري ندارم و اين سلسله مباحث بهمراه عكسها ، صرفا حاصل مشاهدات و مقايسه هاي اينجانب است. از همه خوانندگان ارجمند اين سلسله مقالات صميمانه خواستار راهنمايي بمنظور شناخت هرچه بيشتر اين مقوله دارم .
همچنين تشكر خالصانه دارم از همه دوستاني كه تا اينجاي بحث به هر نحو مرا مورد لطف خود قرار دادند. با اين مقدمه ، برويم به سراغ بحث اصلي و يك سوال بنيادي مطرح كنيم:
ضرورت پرداختن به مقوله معماري آبادان چيست؟
بررسي معماري جوامع بشري معمولا ارتباطي مستقيم با طرز تفكر ، نوع نياز ، روش برخورد با مساله ، جهانبيني ، شرايط آب و هوايي و بالاخره مصالح موجود در اقليم دارد. معماري آبادان از اين جهت حائز اهميت است كه پلي روشن ميان سنت و مدرنيته در ايران است . از سويي باورها و اعتقادات وافكار سنتي ساكنانش را راضي مي كند و از سوي ديگر نيازهاي مدرن آنها را جواب ميدهد.

به اين عكس دقت كنيد (لطفا عکس را ذخیره و به دقت نگاه کنید): سردر پاساژ مجلسي واقع در بازار اصفهاني ها - جنب بازار حلبيسازهاي منطقه اميري. با كاشيكاري سنتي حك شده است : تاسيس 1316 شمسي. يعني در حدود 70 سال پيش . چندنكته بارز، ذهن مرا درگير كرد .
اول : استفاده از كلمه «پاساژ» در روزگاري كه دراغلب شهرهاي ايران حداكثر كلمهاي كه براي يك رديف دكان سرپوشيده بكاربرده ميشد ، «راسته» يا «تيمچه» بود .
دوم : نياز جامعه 70 سال پيش آبادان به يك مركز خريد تجمعي و شيك تحت عنوان پاساژ، كه فرد خريدار بتواند حداكثر مايحتاج خودرا در حداقل زمان ممكن و با كمترين ميزان طي مسافت تهيه كند .
سوم : تلفيق اين نياز و اين كلمه در اجراي سنتي سردر پاساژ.
طبيعي است كه حضور پاساژ بعنوان نماد يك جامعه مدرن و صنعتي ، منجر به توليد روابط خاصي از جمله نظام داد و ستد جديد ، جابجايي نقدينگي با روشهاي مدرن و نظام انبارداري و دفترداري ويژهاي ميگردد كه بازار سنتي لزوما از آن بي بهره است.
آري ، بدون بررسي دقيق معماري قديم آبادان ، نميتوان به درك كاملي از «هويت آباداني» رسيد. هويتي كه ۷۰ سال بعد از نصب اين سردر ، مضافٌاليههائي در كنار خود دارد كه بيشباهت به تركيب غمانگيز اين سردر و تابلوي انبارنوشابه نيستند.

یک خانه دونبش - خیابان زابل - آبادان
بررسی معماري بافت قديم آبادان – مشخصا منطقه اميري و سپس احمدآباد- از نقطه نظر همگرايي با فرهنگ ايراني بسيار حائز اهميت است. در شهري كه فلسفه وجودي آن صنعتي است نمي توان انتظار معماري سنتي داشت ، به عكس ، طراحي بافت قديم شهر آبادان سرشار از نمونه هايي است كه نه مانند آجركاريهاي دزفول ، به خشت كاري متمايل است و نه مانند خانه هاي قديم شركت نفت ،داراي معماري خاص انگلو - ايراني ( شركت نفت ايران و انگليس) است .
معماري قديم آبادان ، شبيه ترين همتا و به عبارتي ، فرزند معماري اصفهان است . اصفهاني كه با معماري هاي حيرت انگيزش ، ستاره درخشان معماري ایرانی/اسلامي است. آجرهاي دست ساز بسيار محكم كه از كوره پزخانههاي ذوالفقاري و خسروآباد و خضر بيرون آمدند و به دست هنرمند آجرتراش ايراني – عمدتا اصفهاني – تراش خوردند و صيقلي شدند ، در ذهن زيباي معمار ايراني ،تشكيل دهنده نقشها و انحناهايي منحصر بفرد شدند تا فضائي سرشار از همدلي،نيازهاي اوليه انساني و مدارا را بنام معماري آبادان ايجاد كنند. در معماري قديم آبادان به تقليد از مكتب معماري اصفهان ، تقريبا اكثر خطوط متلاقي كه منجر به تيزي و برخورد مستقيم ميشوند، تعديل ميگردند . هرجا قرار باشد دوسطح متقاطع به يكديگر برسند ، مستقيما همديگر را قطع نميكنند، قوس برميدارند ، نرم ميشوند و در انحنايي دلپذير در هم تلاقيمييابند . آیا این نوع معماری ، بازتاب سنت حسنهء مدارا و رواداري نيست؟
هنرمند معمار، با توجه به ويژگيهاي آب و هوايي آبادان ، نوآوري هايي را نيز به مكتب معماري اصفهان افزوده تا هوا بهتر جريان يابد و خنكاي درون خانه حفظ شود و هواي گرم و شرجي آبادان ، آزاردهندگي كمتري داشته باشد.چنين قابليتي به طريقي ديگر در معماري جنوب ايران خصوصا بافت قديم بوشهر و روستاي لافت بندرعباس و عمده جزاير جنوبي ديده ميشود.
درحقيقت هدف نهايي معماري ايراني ، تعالی و رفاه هدفمند جسم و روان انسان است . نه سهولت عبور و مرور وسائط نقليه و نه نمای ساختمانهاي ديگر. براي همين است كه در اصفهان و بعدها در آبادان ، « چهارباغ» ساخته شده است تا محوريت و اصالت را به انسان بدهد ، نه به ماشين . معماري رايج امروز ، آدمها را مجبور به اطاعت از پياده روئي باريك مي كند و در مقابل ، بيشترين فضا را به اتوموبيلها ميدهد!
معماري انسان مدار سنتي ايراني ،تمام ظرفيت خودرا بكارميبندد تا آدمها را مجبور نكند در مكعب مستطيل هايي سكونت كنند كه نه نورشان بجاست و نه قبله شان قابل تشخيص مگر به ضرب قبله نما . ما امروز در قوطي هايي زيست ميكنيم ، كه نامشان مسكن و ماوا است ولي «مطبخ»شان وسط «نشيمن» است ، و «خوابگاه»شان انباري كه انگار مُنزَل شده تا سقف ، خرت و پرت چيده باشد.
باري ...
عمده ترين تفاوت در مصالح مابين معماري آبادان و اصفهان ، مربوط به ملاط بين آجرهاست كه با توجه به موقعيت صنعتي آبادان ، سيمان *، بيشترين حجم آنرا تشكيل ميدهد ، حال آنكه در شهرهاي ديگر ملاط تركيبي گچ ، آهك ، خاك ، بيشتر به چشم ميآيد.
نكته منحصر بفرد بعدي معماري قديم آبادان ، محل قرارگيري پلكان ورودي است ، كه در پستهاي بعدي ، با عكسهاي مناسب ، به آن پرداخته ميشود.
و نكته آخر: به جبر زمانه و با توجه به حق مالكيت خصوصي افراد بر مايملكشان ، اين نوع معماري به سرعت رو به زوال ميرود و بافت قديم آبادان با سرعتي خيرهكننده كوبيده و تبديل به آپارتمان ميشود . تمام اين نشانه ها به زودي از شهر پاك خواهند شد . فقط كافيست مشكل انحصار وراثت اين املاك حل شود و مالك نهايي تصميم به تجديد بنا بگيرد.
* : قديميهاي آبادان هنوز عادت نكرده اند كه به سِمِنت Cement بگويند سيمان !

برج (منبع آب)بوارده شمالی - آبادان
Bowardah Tower - (used for water storage) - Abadan
۱-

۲-

۳-

کوچه ای در لين *يك احمدآباد
لِين : Lane ، در آبادان لِين تنها واژهاي لاتين معادل خيابان نيست . لِين و ادبيات لِيني و لِين نشيني يك فرهنگ است. نزدیک به یک قرن است كه لِين ، محل گفتگوي تمدنها در آبادان است. ملغمهاي از لغتها،آداب و رسوم ، شوخيهاي چندلايه، دردها، غمها و شاديها،ارتباطاتِ گاه ساده و گاه پيچيده اجتماعي، كسبوكار،صميميت و مدارا ، بين انسانهايي كه از «همه جا» به اين شهر آمده بودند . هركسي ، در عين حال كه پاسدار خردهفرهنگ اقليم خود است ، برآيند همه آداب و رسوم موجود نيز هست. براي همين است كه درآبادان به ازاي همه قوميتها ، حسينيه و مسجد وجود دارد.

Abadan Institute of Technology
(AIT)
«دعوتنامه»
ضمن عرض ادب و احترام خدمت همه بازدیدکنندگان فتووبلاگ آبادان
کلیه اشخاص حقیقی و حقوقي كه آباداني هستند يا به نوعي با آبادان مرتبطتند و در فضاي سايبر داراي سايت،وبلاگ ، فتووبلاگ و...مي باشند را به نوشتن پست بعديشان در تاريخ ۵ مهر ماه و به مناسبت سالروز شكست حصر آبادان دعوت ميكنم.
موضوعات:
- جنگ براي شما چگونه آغاز شد؟
-جنگ براي شما چگونه تمام شد؟
- سالهاي جنگ ، آوارگيها،بمبارانها،مقاومتها و حماسه ها
-زواياي پنهان جنگ و تاثيري كه بر ساختار اجتماعي فرهنگي و رواني مردم آبادان داشت
-اولين برخورد با آبادان جنگزده
- آبادان ، ۱۹ سال پس از جنگ ۸ ساله
-پيشنهاد ، راه حل ، ارائه طريق عملي براي بهبود و ارتقاءكيفي و كمي وضعيت عمومي شهر
با تشكر
مديريت فتووبلاگ آبادان مدیریت آبادان شهر خدا

آبادان - ۱۳۸۶
تاریخ سینما در آبادان
برای سینماگران آبادان :
امیر نادری، ناصرتقوائي،داريوش فرهنگ ، منوچهر محمدي،بهمن عيوق ، شهيدصيادي،عبدالحسن برزيده،پرويز شيح طادي،حميدفرخ نژاد ، محمودرضا ثاني،بهرام مهتابي ،حبيب علواني،بيژن امكانيان،زارع ،جوكار، مهدي بسارده ،احمدخداكريم، جهانگير ميرشكاري ،عباس بهارلو،سياوش زرين آبادي،سلیمه رنگزن ، پيمان ماندگار،نصرالله رادش ، نادرسليماني ، رویا افشار، منوچهرطياب و ....

سردر یک خانه قدیمی - امیری - آبادان
ABADAN old architecture
به تقارن نقشها و اینکه کلمه « الله» بالاتر از کل جمله قرار گرفته دقت کنید.
-
خاطره علی از آتش سوزی سینما رکس
-
«عشقه بي معشوق » به قلم سامي صالحي ثابت
-
حکایت :
بیدل دهلوی را گفتند بیتی بخوان که هیچگاه پایان نگیرد. گفت:
به انگشـــت عصـــا هردم اشـــــارت می کـــــند پــــیری
که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجاست...

قدمگاه امام رضا(ع) - آبادان
و نجیناک یا کریم
بحق بسم الله الرحمن الرحیم
عكاسي يك فرآيند ناگهاني است، تلفيقي از احساس و خردمندي ، توضيحي از جهان با روابط بصري ، و البته كنكاشي دائمي و پرسشي هميشگي.
مثل همه لحظه ها، لحظهاي وجود دارد كه در آن ، دريافت حقيقت در كسري از ثانيه و چيدمان دقيقي از اشكال بصري، ، واقعيت را قابل درك و بيان شدني ميسازد.

ورزشگاه تختي - آبادان
ABADAN "Takhti" sport stadium - 2007
-
راجع به تاريخچه اين ورزشگاه چه مي دانيد؟
کارعکاس تنها با عکس گرفتن پایان نمی یابد. او وظیفه دارد تاتجربه بصری خویش را به هر بیان ممکن با دیگران درمیان نهد.و این بسیار عالی است.Paul Martin Lester

بگذار تا مقابل روي تو بگذريم
دزديده در شمايل خوب تو بنگريم
شوقستدرجدايي وجورست در نظر
هم جور به ، كه طاقت شوقت نياوريم
روي اربروي ما نكني حكم ازآن تست
بازآكه روي در قدوم تو گستريم
ما را سرياست باتو كه گرخلق روزگار
دشمن شوند و سربرود،هم برآن سريم
گفتي زخاك بيشترند اهل عشق من
از خاك بيشتر نه ، كه از خاك كمتريم
ما باتوايم وباتو نهايم ، اينت بوالعجب
درحلقهايم باتو وچون حلقه بردريم
ماخود نمي رويم دوان از قفاي كس
آن مي برد كه ما بكمند وي اندريم

Cinema Rex - 20 years After burning
سینما رکس - قبل از تخریب کامل
پ.ن : پاساژ رکس دوسه سال پیش مجددا دچار حریق شد و تمامی مجموعه آن به کلی از بین رفت . پس از تخریب کامل و نخاله برداری عملیات ساختمانی جدیدی در این محل شروع شد که طبعا سینمایی در خود نداشت. هيچ يادماني مبني بر آتش سوزي سينما ركس و شهادت بيش از ۷۰۰ نفر انسان بيگناه درمحل نصب نشد.
اين عکس جدید ساختمان رکس است . فارغ از تفسيرها واقوال گوناگون در اين خصوص و با وجود گذشت نزديك به سي سال از آن واقعه، هنــــوز سوالات اندیشه سوزی در مورد اين مجموعه همچنان بيپاسخ و سربه مهر مانده است.

ABADAN CARVANSARA HOTEL
هتل کاروانسرا آبادان
عکس : زامیاد مقصدی

آبادان - خیابان امیری - کوچه مودت(بافت قدیم شهر) ۱۳۸۵
...توی کوچه می پیچم. نرمه بادی خنک از سمت شط می وزد.هوا بوی شط می دهد. بوی شرجی.بوی ماهی وبوی گیس پالایشگاه...
در دولنگه چوبی نیمه باز است. «خواج توفیق» بساطش را پهن کرده و «بلور خانم» دارد روبروی اتاقش را آب وجارو می کند . تا «امان آقا» سربرسد «کرمعلی» هم زنجیر دوچرخه اش را درست کرده . «ممدمکانیک» دیرکرده ...صدای مادر می آید:«ها خالد !ننه خسته نباشی....»
توی کوچه می پیچم و «باران» تند از کنارم رد می شود و تنه می زند و «نوذر» از لای پنجره دولنگه چپ چپ مرا می پاید ....
انگار همه ارواح بامن در سخنند: از ما چه می دانی؟ از نسل «کار»و«رنج» و «بمبو» و «رشن» و «بیس لمبر» و «دوب » و «دوبه » و «کواتر شلی» و «چنگالک» و «دمام» و «ورود سگ وایرانی ممنوع»...
این کوچه ها آخرین راویانند . گوش شنوایی هست؟
اولين خط لوله نفت - اولين پالايشگاه
* شخصیتهای رمان های احمدمحمود
حال من بد نيست غم کم می خورم
کم که نه! هر روز کم کم می خورم
آب می خواهم، سرابم می دهند
عشق می ورزم عذابم می دهند
خود نمی دانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب!!!!
خنجری بر قلب بيمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه ای نامرد بر پشتم نشست
از غم نامردمی پشتم شکست
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام
عشق اگر اينست مرتد می شوم
خوب اگر اينست من بد می شوم
بس کن ای دل نابسامانی بس است
کافرم! ديگر مسلمانی بس است
در ميان خلق سر در گم شدم
عاقبت آلوده ی مردم شدم
بعد ازاين بابی کسی خو می کنم
هر چه در دل داشتم رو می کنم
نيستم از مردم خنجر بدست
بت پرستم، بت پرستم، بت پرست
بت پرستم،بت پرستی کار ماست
چشم مستی تحفه ی بازار ماست
درد می بارد چو لب تر می کنم
طالعم شوم است باور می کنم
من که با دريا تلاطم کرده ام
راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟
قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوشباورم گولم مزن!
من نمی گويم که خاموشم مکن
من نمی گويم فراموشم مکن
من نمي گويم که با من يار باش
من نمی گويم مرا غم خوار باش
من نمی گويم،دگر گفتن بس است
گفتن اما هيچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شيرين! شاد باش
دست کم يک شب تو هم فرهاد باش
آه! در شهر شما ياری نبود
قصه هايم را خريداری نبود!!!
وای! رسم شهرتان بيداد بود
شهرتان از خون ما آباد بود
از درو ديوارتان خون می چکد
خون من،فرهاد،مجنون می چکد
خسته ام از قصه های شوم تان
خسته از همدردی مسموم تان
اينهمه خنجر دل کس خون نشد
اين همه ليلی،کسی مجنون نشد
آسمان خالی شد از فريادتان
بيستون در حسرت فرهادتان
کوه کندن گر نباشد پيشه ام
بويی از فرهاد دارد تيشه ام
عشق از من دورو پايم لنگ بود
قيمتش بسيار و دستم تنگ بود
گر نرفتم هر دو پايم خسته بود
تيشه گر افتاد دستم بسته بود
هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه!
فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!
هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه!
هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه!
هيچ کس اشکی برای ما نريخت
هر که با ما بود از ما می گريخت
چند روزی هست حالم ديدنیست
حال من از اين و آن پرسيدنيست
گاه بر روی زمين زل می زنم
گاه بر حافظ تفال می زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت
يک غزل آمد که حالم را گرفت:
" ما زياران چشم ياری داشتيم
خود غلط بود آنچه می پنداشتيم"
اگر نیت یک ساله دارید گندم بکارید
اگرنیت ده ساله دارید درخت غرس کنید
اگر نیت صدساله دارید آدم بسازید
سینماتوگراف آدم می سازد قبله عالم....
(دیالوگ میرزاابراهیم خان عکاسباشی باناصرالدین شاه - ناصرالدین شاه آکتورسینما-محسن مخملباف)
آبادان ، قلب تپنده صنعت نفت ايران ، از همان سال هاي آغازين پيدايش نفت ، به سبب حضور گروه هاي مختلف مهندسين ، تكنسين ها وكارگران خارجي كه در صنايع نفتي به كار گمارده شده بودند ، از سال ها قبل از تأسيس و ايجاد سالن هاي رسمي سينما ، شاهد نمايش فيلم هاي صامتي بود كه در مكان هاي پراكنده مثل توقفگاه هاي اتومبيل و باغ ها با قيمت نازل براي مردم برگزار مي شد و نيز كارمندان انگليسي شركت نفت آن زمان ، گهگاه با خودروهاي سيار در گوشه و كنار شهر مستقر مي شدند و به نمايش فيلم هاي كوتاه بهداشتي و تبليغاتي مي پرداختند . در آبادان عمر سينما تقريباً برابر عمر پالايشگاه عظيم نفت (1287) است .به موازات گسترش تأسيسات صنعت نفت و همگام با آن گسترش شهر و افزايش جمعيت ، در كمتر از 65 سال ، آبادان با داشتن 13 سالن سينماي عمومي و بيش از 6 سينما متعلق به شركت ملي نفت ايران ، داراي بيشترين سالن هاي سينما در استان خوزستان و به احتمال زياد بين شهرهاي ايران – بعد از تهران – شد كه البته با گذشت زمان از شمار اين سينماها كاسته شد . همزمان با شروع پروژه ساختماني پالايشگاه نفت ، انگليسي ها محلي براي نمايش فيلم احداث كردند و با دستگاه آپاراتي كه از انگلستان آورده بودند ، تقريباً به طور منظم به نمايش فيلم هايي به زبان اصلي پرداختند .
از اولين سالن نمايش ، نه فقط مردم شهر بلكه كارگران ايراني و هندي شركت نيز حق استفاده نداشتند ، البته انگليسي ها گهگاه در مناطق مختلف شهر با آپارات سيار فيلم هاي خبري بهداشتي و تبليغاتي به زبان اصلي نمايش مي دادند كه اگر چه مردم چيزي از فيلم ها دستگيرشان نمي شد ولي به محل نمايش هجوم مي بردند . اين سينماي سيار معمولاً در محل قرنطينه (محل سابق اداره بهداشت در كنار اروند رود) و حياط دبيرستان رازي تشكيل مي شد .
با پايان يافتن كارهاي ساختماني پالايشگاه و نزديك شدن زمان بهره برداري،انگليسي ها در كنار ساير امكانات و تسهيلات رفاهي نظير خانه هاي مجلل و مشجر ، بيمارستانها ، فروشگاه هاي بزرگ ، باشگاه هاي قايق راني ، اسب دواني ، گلف و استخر، در محل نزديك منازل سازماني رؤسا و كارمندان عالي رتبه شركت باشگاهي ورزشي و تفريحي به نام «جيم خانه» ساختند كه مدت ها در آنجا فيلم نمايش مي دادند . پيش از جنگ جهاني دوم ، در شرق آبادان ، در نزديكي محله بوارده جنوبي ، سينماي مجللي با آجر نسوز قرمز رنگ (موسوم به آجر لندني) ساخته شده بود كه در سال 1323 با نام سينما تاج افتتاح شد و محل اجراي نمايش و كنسرت هاي بزرگ نيز بود .
سينما تاج با 1178 نفر گنجايش ، تا مدت هاي طولاني فقط در انحصار رؤسا و كاركنان شركت قرار داشت . با گسترش پالايشگاه ، براي كارمندان و كارگران ايراني و هندي شركت نيز چند سالن سينما تأسيس گرديد . سينماي باشگاه نفت آبادان با دو سالن در منطقه بهمنشير ساخته شد . سالن زمستاني 700 نفر و محوطة تابستاني آن 1500 نفر گنجايش داشت و ويژة استفاده كارگران شركت نفت و اعضاي خانوادة آنان بود .
سينماي باشگاه گلستان نيز با 200 نفر گنجايش در منطقه بريم و سينماي تابستاني بريم (انكس) با 1000 نفر گنجايش براي استفاده كارمندان شركت نفت و اعضاي خانواده آنان (كه عضو باشگاه بودند) تأسيس شده بود . سينماي باشگاه نفت پيروز با 700- 600 نفر گنجايش آخرين سينماي شركتي بود كه ويژه كارگران ساخته شد و سالن نمايش دانشكده نفت نيز متعلق به شركت نفت بود كه در آنجا بيشتر فيلم هاي علمي – آموزشي نمايش داده مي شد .
شركت نفت آن زمان ، براي تهيه فيلم ، به طور مستقيم با كمپاني هاي مشهور فيلم سازي مانند «متروگلدوين ماير» ، «كلمبيا» ، «فوكس قرن بيستم» ، «يونايتد آرتيستز» و«والت ديسني» قرارداد بسته بود . به همين سبب برخي از فيلم هايي كه در سينماهاي لندن به نمايش درمي آمد ، گاهي همزمان در سينما تاج و ساير سينماهاي كارمندي و كارگري شركت نفت نيز نمايش داده مي شد . اولين سينماي متعلق به بخش خصوصي كه عموم مردم مي توانستند از آن استفاده كنند در سال 1310 با نام «سينما شيرين» ساخته شد . اين سينما به عنوان تنها سينماي غيردولتي آبادان در آن زمان ، سينماي مجهزي با دو طبقه سرپوشيده و يك سالن نمايش تابستاني بود ، بعد از جنگ جهاني دوم ، با افزون دو طبقة ديگر به ساختمان آن ، تبديل به بزرگ ترين سينماي خوزستان – و بلكه ايران – شد .
پس از انقلاب فقط چند سالن سينماي محدود– به تعداد 6 سالن – فعال بودند كه با شروع جنگ تحميلي عراق ، همه سينماهاي آبادان تعطيل شدند و همگي نيز در طول جنگ آسيب ديدند و تعدادي نيز به كلي ويران شدند . سينماهايي كه در سالهاي اخير در آبادان بازگشايي شده عبارتند از سينما نفت(تاج)، سينما ايران، سينما آبادان، سينما پيروز ، سينماي تابستاني بريم، سينماي تابستاني باشگاه آبادان. ضمناً اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي آبادان نيز در تالار مهر ، سالن سينماي مجهزي را آماده كرده است كه بهره برداري از آن تقريباً شروع شده است .
منابع :
-بولتن اولين جشنواره فيلم نفت
- آبادان روزي روزگاري
فرهنگسرای نفت (باشگاه انکس) - بریم - آبادان
Annex Club - ABADAN
سینمای تابستانی باشگاه انکس
Summer cinema - Annex club - ABADAN
توضیح : این سینما از اولین مکانهایی بوده که فیلمهای روشنفکری جهان را نمایش می داده است. هنوز کسانی هستند که به یادمی آورند بیش از هفتاد سال پیش لایم لایت و عصرجدید و همشهری کین و ....را در این مکان دیده اند.
مسجد حضرت موسي بن جعفر(ع) (مسجدبهبهانيها) - كليساي ارامنه
Musa 'bn'e Jaafar mosque - Armenians church
كليساي ارامنه
Armenians church -ABADAN
فلكه بريم جنوبي
South Braim square
جزيره مينو
Minoo island
مسجد الغدير - بريم
Alghadir mosque - Braim
ميدان جهاد- ايستگاه تاكسيهاي خرمشهر
يادمان ۳۰ نفر از شهداي جهادسازندگي آبادان -بمباران ۱۷ اسفند۶۳
Jihad square
ABADAN - KHORRAMSHAHR taxi station

