تبليغاتX
فتو وبلاگ آبادان - صفا و ساموسه (سمبوسه)
آبادان به روايت تصوير ABADAN Photo weblog

از خودت كه بيرون بزني، بن‌بست غرور را كه رد كني، به يك دوراهي مي‌رسي كه يك‌طرفش مي‌رود به لين يك احمدآباد آبادان .

آنجا همه چيز به « صفا » ختم مي‌شود. صفايش هم درهمان شلوغي و بهم ريختگي و تنه زدنها و معذرت نخواستن‌ها و قيمت كردن‌ها و نخريدن‌ها و «كيف دس » شنيدن‌ها و بوي درهمِ ترشي و سبزي و دواي عطاري و برنج و خرما و صابون و ميوه است.

«صفا» ئي كه نه جنگ بر او كاري شد و نه برج‌هاي بي‌صفاي «اميري» حريف آن مي‌شوند. مگرمي‌شود توي آن برجهاي ديلاق كه هزار چشم جاندار و بيجان تورا مي‌پايند ، سرپا ايستاد و ....ساموسه خورد؟! 

ولي اينجا مي‌شود آب فلفل را ول بدهي روي پاكوره‌ات و يك لقمه‌اش كني. مي‌شود يكي از سه راس مثلث خوشمزهء ساموسه را گاز بزني و چنان آب فلفل ناب ببندي به نافش كه از دو راس ديگرش بزند بيرون و بي نگراني از هزار چشم جاندار و بي‌جان ، داغ داغ و به ضربِ نوشابهء تگري بفرستي‌اش توي خندق بلا . به چقدر؟ صد تومن . ته‌ِ تهش سيصد تومن.

ها؟ هنوز درگير كلاسي ؟

ئي كلاست مونه كُشت خو...!

راستي ، تو نمي‌داني سمت ديگر اين دوراهي به كجا مي‌رود؟

 

ثبت شده توسط همشهري آرش    | لينک  |