
یک خانه دونبش - خیابان زابل - آبادان
بررسی معماري بافت قديم آبادان – مشخصا منطقه اميري و سپس احمدآباد- از نقطه نظر همگرايي با فرهنگ ايراني بسيار حائز اهميت است. در شهري كه فلسفه وجودي آن صنعتي است نمي توان انتظار معماري سنتي داشت ، به عكس ، طراحي بافت قديم شهر آبادان سرشار از نمونه هايي است كه نه مانند آجركاريهاي دزفول ، به خشت كاري متمايل است و نه مانند خانه هاي قديم شركت نفت ،داراي معماري خاص انگلو - ايراني ( شركت نفت ايران و انگليس) است .
معماري قديم آبادان ، شبيه ترين همتا و به عبارتي ، فرزند معماري اصفهان است . اصفهاني كه با معماري هاي حيرت انگيزش ، ستاره درخشان معماري ایرانی/اسلامي است. آجرهاي دست ساز بسيار محكم كه از كوره پزخانههاي ذوالفقاري و خسروآباد و خضر بيرون آمدند و به دست هنرمند آجرتراش ايراني – عمدتا اصفهاني – تراش خوردند و صيقلي شدند ، در ذهن زيباي معمار ايراني ،تشكيل دهنده نقشها و انحناهايي منحصر بفرد شدند تا فضائي سرشار از همدلي،نيازهاي اوليه انساني و مدارا را بنام معماري آبادان ايجاد كنند. در معماري قديم آبادان به تقليد از مكتب معماري اصفهان ، تقريبا اكثر خطوط متلاقي كه منجر به تيزي و برخورد مستقيم ميشوند، تعديل ميگردند . هرجا قرار باشد دوسطح متقاطع به يكديگر برسند ، مستقيما همديگر را قطع نميكنند، قوس برميدارند ، نرم ميشوند و در انحنايي دلپذير در هم تلاقيمييابند . آیا این نوع معماری ، بازتاب سنت حسنهء مدارا و رواداري نيست؟
هنرمند معمار، با توجه به ويژگيهاي آب و هوايي آبادان ، نوآوري هايي را نيز به مكتب معماري اصفهان افزوده تا هوا بهتر جريان يابد و خنكاي درون خانه حفظ شود و هواي گرم و شرجي آبادان ، آزاردهندگي كمتري داشته باشد.چنين قابليتي به طريقي ديگر در معماري جنوب ايران خصوصا بافت قديم بوشهر و روستاي لافت بندرعباس و عمده جزاير جنوبي ديده ميشود.
درحقيقت هدف نهايي معماري ايراني ، تعالی و رفاه هدفمند جسم و روان انسان است . نه سهولت عبور و مرور وسائط نقليه و نه نمای ساختمانهاي ديگر. براي همين است كه در اصفهان و بعدها در آبادان ، « چهارباغ» ساخته شده است تا محوريت و اصالت را به انسان بدهد ، نه به ماشين . معماري رايج امروز ، آدمها را مجبور به اطاعت از پياده روئي باريك مي كند و در مقابل ، بيشترين فضا را به اتوموبيلها ميدهد!
معماري انسان مدار سنتي ايراني ،تمام ظرفيت خودرا بكارميبندد تا آدمها را مجبور نكند در مكعب مستطيل هايي سكونت كنند كه نه نورشان بجاست و نه قبله شان قابل تشخيص مگر به ضرب قبله نما . ما امروز در قوطي هايي زيست ميكنيم ، كه نامشان مسكن و ماوا است ولي «مطبخ»شان وسط «نشيمن» است ، و «خوابگاه»شان انباري كه انگار مُنزَل شده تا سقف ، خرت و پرت چيده باشد.
باري ...
عمده ترين تفاوت در مصالح مابين معماري آبادان و اصفهان ، مربوط به ملاط بين آجرهاست كه با توجه به موقعيت صنعتي آبادان ، سيمان *، بيشترين حجم آنرا تشكيل ميدهد ، حال آنكه در شهرهاي ديگر ملاط تركيبي گچ ، آهك ، خاك ، بيشتر به چشم ميآيد.
نكته منحصر بفرد بعدي معماري قديم آبادان ، محل قرارگيري پلكان ورودي است ، كه در پستهاي بعدي ، با عكسهاي مناسب ، به آن پرداخته ميشود.
و نكته آخر: به جبر زمانه و با توجه به حق مالكيت خصوصي افراد بر مايملكشان ، اين نوع معماري به سرعت رو به زوال ميرود و بافت قديم آبادان با سرعتي خيرهكننده كوبيده و تبديل به آپارتمان ميشود . تمام اين نشانه ها به زودي از شهر پاك خواهند شد . فقط كافيست مشكل انحصار وراثت اين املاك حل شود و مالك نهايي تصميم به تجديد بنا بگيرد.
* : قديميهاي آبادان هنوز عادت نكرده اند كه به سِمِنت Cement بگويند سيمان !
